تبليغاتX
سینماتوگراف

سینماتوگراف

نقد سینمایی

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 18:36  توسط سعید   | 

قصدداشتم اين پست درموردفيلم"قرمز"كيشلوفسكي باشه،اما به خاطرتنوع مي افته به پستهاي بعدي."بدولولابدو"فيلميه كه منو كاملا جذب خودش كرده ،حالا نمي دونم اين مجذوب شدن عين سه گانه كيشلوفسكي دائميه يا كه نه، پس از چند روز فراموش مي شه.درست مثل sin city""رابرت رودريگوئز،وقتي اولين با sin city""رو ديدم شديدا مجذوب اين فيلم شدم وازش خيلي تعريف كردم ولي بعد از يك مدت اون حسه اوليه از بين رفت وبه چشم يه فيلم متوسط بهش نگاه مي كنم.در هر حال ماندگار بودن يك اثرقاعده و تكنيك نميشناسه .راستي براي پنجاهمين بار "كازابلانكا "روديدم.بگذريم......

فرانكا پوتانته در"بدولولابدو"

(براي مشاهده متن كامل روي ادامه مطلب كليك كنيد)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پنجم اسفند 1385ساعت 22:59  توسط سعید   | 

لوسي(روسپي)
لوسي فرشته نجات دهنده ژولي ازموقعيت بحراني اش است.بعد از تصادف اواولين دوست
ژولي است.در سكانس استخر – بعد ازاينكه گربه رابه جان موشها انداخت – لوسي
دركناراستخرازژولي مي پرسد:
گريه كردي؟
تصوير فيد سياه مي شود همراه با موسيقي اتحاد اروپا .
درهرحال درانتهاي اين سكانس تصويري ازلوسي مي بينيم كه كاملا برژولي مسلط است وسايه روشن هاي حاصل ازانعكاس آب برسقف استخروجهه اي فرشته گونه به اومي دهد.
ژولي بعد اززنگ لوسي به محل كاراوميرودوبه گفته خودش ازدرپشتي مي آيد،زنگ مي زند - طبق معمول اكثردرها كه ازداخل باز مي شود – وبه درنزديك مي شود.ولي برخلاف انتظاراودرازخارج بازمي شود .دقيقا همانند اوضاع محل كارلوسي كه مطابق انتظارژولي نبود.
لوسي: توزندگي منونجات دادي!!!
ژولي: ولي من كه هنوزكاري نكردم!!!
لوسي: من زنگ زدم توهم اومدي اين خودش كمكه!!!
(برای مشاهده متن کامل روئ ادامه مطلب کلیک کنید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 16:25  توسط سعید   | 

يه مدت پيش براي ديدن فيلم "وقتي همه خواب بودند" به سينما رفتم.فيلمه خيلي خسته كننده اي بود كه آموزه هاي ديني رو به زور به خورد بيننده مي داد(البته با زباني به اصطلاح هنري).در هر حال خود فيلم مهم نيست و ارزش نقد كردن نداره.اما مي خوام ازحاشيه سينما رفتنم براتون بگم.

حدود نيم ساعت زودتر رسيدم(آخه نمي دونستم سانس هاي فيلم چه ساعتيه).هوا سرد بود،بليط گرفتم ورفتم داخل سالن انتظار بشينم.

برای مشاهده متن کامل روی "ادامه مطلب"کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 12:45  توسط سعید   | 

از بين بردن نشانه ها
ژولي براي فراموش كردن ياد و خاطره دختر و شوهرش ،نشانه هاي آنها را هم از بين مي برد.آخرين اثر شوهرش كه ترانه ايست براي جشن اتحاد اروپا را نابود مي كند ،آبنبات دخترش را بطرز وحشيانه اي مي خورد و.... قاب زيبايي هنگام خوردن آبنبات بسته شده است.در جلوي تصوير ژولي و در بك گراند تصوير شعله هاي آتش شومينه را مي بينيم كه گوياي درونيات ژولي است. ژولي، اوليويه را به بستر خود مي كشاند تا جايگزيني براي شوهرش باشد- البته براي يك شب-هر چند اين كار مطابق اخلاقيات او نيست و خود را –با كشيدن دستش روي ديوار-تنبيه مي كند.
((برای مشاهده متن کامل بر روی "ادامه مطلب"کلیک کنید))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 9:33  توسط سعید   | 

 

آبي فيلم عجيبي است با زباني بسيار سينمايي. کیشلوفسکي تا توانسته موارد زائد را از فيلم حذف واز کمترين ديالوگ استفاده کرده تا هر چه بيشتر به زبان تصوير-سينماي واقعي-نزديک شود.آبي يک فيلم ضد قصه است و پيش بيني اينکه چه اتفاقي قرار است بيافتد محال بنظر مي رسد.تماشاگر فقط مي تواند با شخصيت ها همراه شودو از داستا نک هايي که نمايش داده مي شودودرک ارتباط بين آنها  به معنای مورد نظر کارگردان برسد.

هیچ کدام از داستانک ها ,شخصیت هاوحتی نماهای فیلم بی اهمیت نیست,پس برای همه آنها باید دلیلی یافت (البته اگر در طلب آنی ).....

((برای مشاهده متن کامل بر روی"ادامه مطلب"کلیک کنید))

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 14:34  توسط سعید   | 

سلام

فیلم آبی

 اولین بار که فیلم آبی رودیدم درست وحسابی نفهمیدم،تا اینکه معنی ترانه اتحاد اروپا رو پیدا کردم .با دونستن متن ترانه، فیلمو بهتر میشه فهمید.

((برای مشاهده متن کامل روی "ادامه مطلب"کلیک کنید))

 

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 14:36  توسط سعید   | 

 Trois couleurs: Bleuسلام

امیدوارم از نقد فیلم " دایره " خوشتون اومده باشه.الان دارم روی نقد فیلم "آبی" از سه گانه (آبی ـ قرمز ـ سفید ) کریستف کیشلوفسکی کار می کنم.پیشنهاد می کنم این فیلمه خوب رو حتما ببینید.بازیگر اصلی این فیلم ژولیت بینوشه که چند ماه پیش به دعوت عباس کیارستمی به ایران اومده بود. این سه گانه بر اساس سه رنگ پرچم فرانسه است.البته کیشلوفسکی لهستانیه یا بهتره بگم بود.

فعلا

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم آبان 1385ساعت 16:30  توسط سعید   | 

جعفر پناهی

 این فیلم را حدود یکسال پیش از ویدیو کلوپ محلمون گرفتم و دیدم."دایره"جزءفیلمهایی بود که مجوزاکران نگرفت.تعجب کردم ویدیوکلوپ داره.

"دایره"فیلمی بودکه منو با جعفر پناهی آشنا کردو بعدازآن دنبال بقیه کارهاش رفتم."طلای سرخ"،"آیینه"،"آفساید"،"بادکنک سفید" همراه با "دایره" پنج فیلمیه که در کارنامه پناهی وجود دارد.از قرار معلوم به غیر از "بادکنک سفید" هیچ کدام از کارهایش مجوز پخش نگرفت.

جعفر پناهی مدتی دستیار کارگردان عباس کیارستمی بودوکم کم کارگردان مستقلی شد.از نظر من اگر پناهی بهتر از استادش نباشد کمتر از او نیست.البته مقایسه کردن ایندو کار اشتباهیه.

بگذریم بریم سر اصل مطلب.....

((برای مشاهده متن کامل روی "ادامه مطلب"کلیک کنید))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 21:59  توسط سعید   | 

پری                               

پس از اینکه پری از خانه فرار می کند ـ بخاطر برخورد وحشیانه برادرانش ـ به دنبال جایی است تا فرزندی که در شکم دارد را سقط کند.به سراغ یکی از هم سلولیهای زندان می رود ـ الهام ـ که اکنون آزاد شده است ودر بیمارستانی کار می کند.الهام ازدواج کرده است و شوهرش که یک دکتر پاکستانی است از زندگی قبلی او چیزی نمی داند.

((برای مشاهده متن کامل روی"ادامه مطلب"کلیک کنید))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 16:4  توسط سعید   |